ويلمور و كاستيل در كتاب فيزيولوژي ورزش و فعاليت بدني خود كه در ايران با نام پنج استاد شناخته مي شود در مورد آتروفي عضلاني گفته اند كه ، آتروفي ابتدا تاثير خود را بر روي تارهاي كند انقباض مي گذارند و در نتيجه آتروفي تعداد و سطح مقطع تارهاي كند انقباض هر دو كاهش مي يابد. سپس آنها به اين نكته اشاره كرده اند كه اينكه تارهاي كند انقباض در نتيجه نكروز يا مرگ تار كاهش مي يابند و يا در نتيجه تبديل شدن به تارهاي تند انقباض هنوز مشخص نيست.

اگرچه در علم فيزيولوژي هيچ چيز بدون تائيد معنا دار آزمايشات و تحقيقات قابل پذيرش نيست و در مواردي مشاهدات عيني ، ليكن در اين قسمت تصميم به نوشتن نقدي كوچك از آنچه در بالا مطرح شد دارم :

در اين مورد من فكر ميكنم آتروفي بيشترين تاثير را بر روي سطح مقطع تارهاي كند انقباض و بعد از آن تعداد تارهاي كند انقباض از طريق مرگ يا نكروز آنها دارد تا از طريق تبديل شدن آنها به تارهاي تند انقباض. همانگونه كه ميدانيد تبديل نوع تار از نوعي به نوع ديگر تقريبا امكان ندارد مگر آنكه از طريق عصب رساني متقاطع باشد و يا از طريق تمرينات ويژه و البته طولاني مدت باشد كه دقت كنيد اين طولاني بودن تمرين براي تغيير نوع تار بسيار مهم است. اما من فكر نميكنم با تمرينات عادي اين تغيير نوع تار بوجود آيد چه بسا با بي تمريني ، چون در جريان آتروفي ، عضلات ما بدون تمرين مي باشند. و در اين شرايط به عقيده بنده تغيير نوع تار امكان پذير نيست.

البته همانطور كه گفتم هر رابطه اي در فيزيولوژي براي تبديل شدن به علم نياز به آزمايش و تحقيق دارد و اين امر هنوز به گفته ويلمور و كاستيل به خوبي روشن نشده است و تصور ميشود بستر خوبي براي پژوهشگران فراهم باشد و البته بنده نظر شخصي خودم را عرض كردم.